گفتگو با خدا...

گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟ 
گفت: "واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله" کارهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109)


گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه!
گفت: "عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم" شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216)

گفتم: "انا عبدک الضعیف الذلیل..." اصلا چطور دلت میاد؟ 

گفت: "ان الله بالناس لرئوف رحیم" خدا نسبت به همه‌ی مردم (نسبت به همه) مهربان است (بقره/143)


گفتم: دلم گرفته 

گفت: "بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا" (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/58)


گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله 

گفت: "ان الله یحب المتوکلین" خدا آنهایی را که توکل می‌کنند دوست دارد (آل عمران/159)


گفتم: خیلی چاکریم! ولی این بار، انگار گفتی: حواست را خوب جمع کن!

گفت: "و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره" بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا می‌کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/
۱۱) 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم؛ 

گفت: "فانی قریب" من که نزدیکم (بقره/186)


گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد به تو نزدیک بشوم 

گفت: "و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال" هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/205)


گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفت: "ألا تحبون ان یغفرالله لکم" دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/22)


گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی 

گفت: "و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه" پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/90)


گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری می‌توانم بکنم؟ 

گفت: "الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده" مگر نمی‌دانید خداست که توبه را از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! (توبه/104)


گفتم: دیگر روی توبه ندارم 

گفت: "الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب"(ولی) خدا عزیز و دانا است، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/3)


گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟ 

گفت: "ان الله یغفر الذنوب جمیعا" خدا همه‌ی گناه‌ها را می‌بخشد (زمر/53)


گفتم: یعنی اگر باز هم بیابم؟ بازهم مرا می‌بخشی؟ 

گفت: "و من یغفر الذنوب الا الله" [چرا که نه!] به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/
۱35)

گفتم: نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم می‌زند؛ ذوبم می‌کند؛ عاشق می‌شوم! ... توبه می‌کنم 

گفت: "ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین" [این را بدان که] خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/222)


ناخواسته گفتم: "الهی و ربی من لی غیرک" ای خدا و پروردگار من! [آخر] من جز تو که را دارم؟

گفت: "الیس الله بکاف عبده" خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/36)


گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار می‌توانم بکنم؟ 

گفت: "یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما" ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هایش بر شما درود و رحمت می‌فرستند تا شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. ( احزاب/42)


گفتم: هیچ کسی نمی‌داند تو دلم چه می‌گذرد 

گفت: "ان الله یحول بین المرء و قلبه" خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24)


گفتم: غیر از تو کسی را ندارم 

گفت: "نحن اقرب الیه من حبل الورید" ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16)


با خودم گفتم: خداوند!... خالق هستی!... با فرشته‌هایش!... به ما درود می‌فرستند تا هدایت شویم؟! ...
پس باید ثابت کنم که شایسته‌ی سلام و درود عرشیانم.
باید گوهر درونم را از هرچه زنگار پاک کنم...

 

ارسال شده از طرف دوستان وبلاگ ........ ممنون

/ 8 نظر / 13 بازدید
میترا

vaghean ghashang bood ahsant

مجاهد ژاورود

احسنت جزاک الله خیرا بیساران از مراکز علم ، معرفت ، اخلاق ، خداپرستی و توحید بوده است . از خداوند می خواهم که به جایگاهی که شایسته اش است برسد . مادر من بیسارانی است وقتی این مطالب را برایش ترجمه می کردم متوجه شدم که از خوشحالی گریه می کند .من هرچه دارم از مادرم دارم به همین دلیل بیساران وطن من است . قسه کات فره وه شی بینی خوات چه نی بو

مجاهد ژاورود

احسنت جزاک الله خیرا بیساران از مراکز علم ، معرفت ، اخلاق ، خداپرستی و توحید بوده است . از خداوند می خواهم که به جایگاهی که شایسته اش است برسد . مادر من بیسارانی است وقتی این مطالب را برایش ترجمه می کردم متوجه شدم که از خوشحالی گریه می کند .من هرچه دارم از مادرم دارم به همین دلیل بیساران وطن من است . قسه کات فره وه شی بینی خوات چه نی بو

اسرا ذبیحی

چرا عاقلان را نصيحت كنيم بياييد از عشق صحبت كنيم تمام عبادات ما عادت است به بي عادتي كاش عادت كنيم چه اشكال دارد پس از هر نماز دو ركعت گلي را عبادت كنيم!؟ به هنگام نيت براي نماز به آلاله ها قصد قربت كنيم!!! چه اشكال دارد در آيينه ها جمال خدا را زيارت كنيم!!! بيا جيب احساس و انديشه را پر از نقل مهر و محبت كنيم پر از« گلشن راز»،«از عقل سرخ» پر از «كيمياي سعادت»كنيم اگر سنت اوست نو آوري نگاهي هم از نو به سنت كنيم بگو قافيه سست يا نادرست همين بس كه ما ساده صحبت كنيم خدايا دلي آفتابي بده كه از باغ گل ها حكايت كنيم رعايت كن آن عاشقي را كه گفت: بيا عاشقي را رعايت كنيم... قيصر امين پور

من

سلام چرا مطلب جديد نذاشتي معلوم هست كجايي؟

شهرام

سلام واقعا کارت دروسته دای خیلی قشنگه

انتظار

کاش میشدبه معنای بزرگ عشق خداوندپی میبردیم واقعامطالبتون عالیه ممنون اززحماتتون