???????: نوری شهابی
?????: ۱۳٩٠/۳/٦

سابقه تاریخی روستای بیساران :

قدمت تاریخی روستای بیساران به دوران پیش از اسلام بر می گردد . برطبق تحقیقات و بررسی های به عمل آمده و همچنین نقل قول های ریش سفیدان روستا از قدمای محل و نیز آثارو بقایای  به جا مانده از دوران قدیم می توان یقین کرد که روزگارانی دور و دراز مردمانی در این دیار ساکن بوده اند .

د رحوالی و اطراف روستا ی کنونی چندین مکان مسکونی که هر کدام مستقل از دیگری بوده اند وجود داشته است . حفاری ها و کنده کاری ها یی که کشاورزان گاه و بی گاه در زمین های کشاورزی خود انجام داده اند ومشاهداتی که از این اماکن داشته اند و حتی گاها اشیائ قدیمی و تکه پاره هایی از ظروف سوفالی - خومه های گلی راپیدا کرده اند صحت مدعای فوق را تایید می کنند . اماکنی همچون ( ده راوار-سه رقه لا – لی ره زان- ده گابه -و ده رو ده گه ی ) زمانی محل سکونت اقوام قدیمی بوده است که متاسفانه از سرنوشت این اقوام تاریخ اطلاعات چندانی به ما نمی دهد و آنچه نزد ماست بر اساس نقل قول های رسیده از پیرمرد ان قدیمی می باشد .

تا حوالی حدودا قرن هشتم هجری در مکان فعلی روستای بیساران کنونی کسی ساکن نبوده و بیسارانی درکار نبوده است بلکه به فاصله حدود یک کیلومترو یا کمتر مردم در محلی به نام   (ده گا ) ساکن بوده اند و د رمیان آنها چشمه آبی به نام (مزگته) وجود داشته است بنا بر روایات مشهور (مزگته ) همان بقایای مسجد قدیمی مشهور به مسجد عبدالله عمر می باشد که امروزه هم به همان نام یعنی مزگته مشهور است و فقط از بقایای آن همان چشمه باقی مانده است .

در حدود همان سال " یعنی قرن هشتم هجری شخصی به نام سید علی مشهور به بابا شیخ از محل نامعلومی به اینجا آمده است و در قسمت شرقی مزگته به فاصله حدود یک کیلومتری ساکن شده و در کنار چشمه آبی که وجود داشته و اکنون هم موجود میباشد کلبه ای برای خود ساخته است اهل (ده گا ) از او خواسته اند که تنها نماند و نزد آنها به پایینتر بیاید اما او نپذیرفته است ود رهمانجا اسکان گزیده است . ناگفته نماند این مکان سابقا در معرض سیل و بهمن بوده و به همین خاطر مردم از بابا شیخ خواسته اند که تنها نماند و نزدشان بیاید.

از قضا روزی سیل خروشانی آنجا را فرا می گیرد و اهالی محل گمان میبرند که بابا شیخ را سیل برده است و به جستجوی او میردازند اما او را در کلبه خود مشغول تلاوت قرآن می یابند . و آن محل را که هیچ آسیبی ندیده سالم وبدون اینکه خطری ان را تهدید کرده باشد می یابند . به همین علت کرامت و شرافت این شخص برای آنان کشف می شود به طوری که تصمیم می گیرند که به دور و بر او بیایند ودر کنار او مسکن گزینند . بالاخره مردم (ده گا) می گویند پیش اوبرویم بهتراست وبا گفتن این جمله ی اورامی (ده گا بلمی به رقه یش نیه ن بی ساران ) از محل سکونت خود کوچ می کنند و برای اولین بار نام بی ساران بر آن محل نامیده میشود به آن محل می گویند بی ساران یعنی بی صه حران یعنی اینکه دشت و صحرایی ندارد و سارا در زبان اورامی یعنی دشت و صحرا . در واقع این محل هم همین طور است و هیچ دشت و زمین همواری ندارد  فقط سراشیبی تندی آنرا فرا گرفته است که در تصویر به وضوح به چشم می خورد .

بدین ترتیب مردم جای قبلی متروکه خود که( ده گا) بود وچون از آنجا مهاجرت کردند " ده گا به ر " نامیدند . البته تعابیر و تفاسیر دیگری برای وجه تسمیه بیساران به کار برده اند. که این توجیه و تعبیر که اشاره شد بیشتر از همه مستند می باشد و بافت فعلی بیساران گویا و شاهد همین مدعاست .

 

 


????? ??
??????