|
بیساران بهشت گم شده ی استان کردستان
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2 اردیبهشت روز هوای پاک بمناسبت روز هوای پاک، مرکز بهداشت روستای بیساران با همکاری مجتمع آموزشی شهید چاوشی،شورای اسلامی و دهیاری بیساران وحوزه مقاومت شهید چاوشی و حضور پرشور جوانان و دانش آموزان و اهالی محترم روستای بیساران،اقدام به پاک کردن کوچه های روستا و معابر عمومی و جمع آوری زباله ها در سطح روستا پرداختند. در این اقدام زیبا و پرشور دکتر هادی یزدانی( دکتر روستا) و همچنین اهالی محترم شورا و دهیاری و جمع زیادی از معلمین و دبیران،پابپای مردم و دانش آموزان اقدام به جمع آوری زباله ها در سطح کوچه های روستا کردند که واقعا از اینجا بر خود لازم میدانم که سپاس و تشکر ویژه ای از دکتر هادی یزدانی و همکاران محترمشان بکنیم.همچنین از تمامی معلمان و دانش اموزان،و شورای محترم اسلامی و دهیاری بیساران که حضوری فعال در این اقدام زیبا داشتند. در پایان جمع آوری زباله از سطح روستا،در یک مراسم زیبا کلیه کسانی که در این امر شرکت کرده بودند در قرعه کشی اهدائ جوایز یادبود شرکت داده شدند و به قید قرعه به حدود 40 نفر از آنها یادبودی اهداء شد.که اقدامی بسیار زیبا و جالب بود. به امید اینکه این اقدامات و فعالیت ها ادامه داشته باشد و مردم خوب و مومن روستای بیساران بیشتر به بهداشت و سلامت خود و محیط زندگی خود اهمیت داده و این اقدام زیبا شروعی بسوی سلامتی و ترویج بهداشت محیط زیست شود.یکبار دیگر از طرف خودم تشکر ویژه ای از شرکت کنندگان در این اقدام میکنم و یک تشکر ویژه هم از جناب دکتر یزدانی بخاطر اهمیت دادن به بهداشت محیط روستای بیساران را به ایشان تقدیم میکنم. در زیر عکس هایی یادگاری از شرکت کنندگان در این اقدام را برای شما به نمایش می گذارم. برای مشاهده کامل عکس ها به ادامه مطلب بروبد. نوری شهابی(مدیریت وبلاگ بیساران بهشت گمشده) برای دیدن گالری عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب [ ۱۳٩۱/٢/٢۱ ] [ ۱٢:٠٢ ق.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
چراغ وه نه وشه چنوور چه نی گول عه زم رای ویسال توشان هانه دل چنوور جه سه ر کو،وه نه وشه جه چه م گول جه گولستان وه هه م بیه ن جه م واتشان به من به نده ی فلانی چوون حال زانه نی به حال مه زانی بو نه رای(الله)بکه ره کاری بیاومی به وه سل ئه و دلبه ر جاری چراغ ها هه ر سیم به سته ن به ده سته چ ده سته؟ده سته ی زگاران به سته هه ر سیم ئاوه رده ن چوون خاکساران هه ریه ک وایه وی وه چه م مه داران چنوور په ی زولفت په شیو حالشه ن وه نه وشه سه ودای خال خه یالشه ن گول په ی جه مینت مه سوچو چون شه م جه دووریت نیشته ن نه پای خاری خه م (ساحیب)پایه نی بوله ند بو پایه ت باوایه گیران هه ریو جه مایه ت ماموستا بیسارانی [ ۱۳٩۱/۱/٢٦ ] [ ۱٠:٢۳ ب.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
برای اولین بار اشعار ماموستا بیسارانی توسط برادر سواره ذبیحی بصورت یک فایل pdf تهیه شده که در لینک زیر برای دانلود قرار داده شده است. برای دانلود مجموعه اشعار ماموستا بیسارانی بر روی لینک زیر کلیک کنید. حجم فایل : 744 کیلوبایت http://s2.picofile.com/file/7188884408/bisarani.pdf.html
به زودی نرم افزار مجموعه اشعار ماموستا بیسارانی برای گوشی های موبایل در این قسمت برای دانلود قرار میگیرد.دوباره به ما سر بزنید. با تشکر - نوری شهابی
[ ۱۳٩٠/٩/۱ ] [ ۱۱:٠۳ ق.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
[ ۱۳٩٠/٥/٢۳ ] [ ٢:٠٧ ق.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
این عکس بسیار زیبا از روستای بیساران توسط عکاس خوش سلیقه کیوان مرادی تهیه و گرفته شده که به بصورت زیبا هم به چاپ رسیده است.برای سفارش ان با بهترین کیفیت و به صورت پوستر می توانید در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.با تشکر فراوان از برادر کیوان مرادی.
[ ۱۳٩٠/٥/٧ ] [ ۱:٤٧ ق.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
[ ۱۳٩٠/٤/۱ ] [ ۱:٥٩ ب.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
[ ۱۳٩٠/۳/٢٢ ] [ ٢:۳۸ ب.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
[ ۱۳٩٠/۳/۱۸ ] [ ٢:٤٢ ب.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
مشاهیر (شخصیت های علمی – دینی – ادبی و .. . ) بیساران روستای بیساران همزمان با تشرف به آیین آسمانی و مقدس اسلام همواره یکی از اماکن علمی – ادبی و فرهنگی بوده است و عالمان و ادیبان و بزرگان زیادی را در دامن خود پرورش داده است . بدون شک یکی از حوضه های علمیه ومهم کردستان بوده وهرساله تعدادزیادی طلاب علوم دینی ازاطراف واکناف به این دیارآمده اندودرحجره ی معروف مسجدباباشیخ مشغول به تحصیل علم وکسب فیض ازعلمای صاحب نام آن روزگاربوده آند.خاندان عالم پرور(ذبیحی ها)که یکی ازخاندانهاوطوایف مشهوربیساران می باشند.سابقه وتاریخ زندگانی این طایفه به قبل ازباباشیخ یعنی قرون اولیه وروداسلام به این سرزمین برمی گرددوطبق مصاحبه ای که بایکی ازروحانیون این طایفه داشتم اذعان نمودکه شجره نامه ی علمای مابه حدود8قرن پیش برمی گردد.ازاین طایفه علمای زیادی برخاسته ودرجات والای علمی دینی راکسب نموده اند.درسال 1307 هجری نیزمدرسه دولتی دربیساران دایربوده است.پس ازبررسیهای فراوان ومصاحبه با افرادقدیمی وهمچنین مطالعه ی منابع موجوداسامی ذیل راکه دربرگیرنده ی مهمترین مشاهیر بیساران می باشد ذکرمیکنم. ناگفته نماندکه ازسرگذشت بسیاری ازاین بزرگان جزء نامی اطلاعات دیگری دراختیارنداریم متاسفانه بسیاری ازبزرگان این دیارهمچنان درکنج گمنامی سردرنقاب خاک کشیده وحتی نام انهانیزفراموش گشته است. اینک اسامی مذکورکه ازعلمای محل بوده وتعدادی ازانها شاعروحتی دارای آثاروتالیفات می باشند: 1-ملا شمس الدین -2ملاه قطب الدین(مشهوربه ملا قطب الدین عرب)پدرملامصطفی شاعرو عارف مشهور 3-ملامصطفی شاعروعارف قرن(11)4- ملاقاسم 5- ملا هادی 6- ملامهدی – 7- ملامحمود- 8- ملامحمدقاضی 9- ملاحامدکاتب الا سرار10- ملامجید11- شیخ عبداسلام ذبیحی 12- ملااسماعیل ذبیحی مشهوربه شیخ اسماعیل 13- ملافضل الدین ذبیحی 14-ملانجم الدین ذبیحی15-ملاصلاح الدین ذبیحی 16-ملامحمدذبیحی17-ملاعبالصمدذبیحی18-ملاهادی ذبیحی-19-ملاغفورذبیحی مشهوربه قاضی غفور20-ملاسعیدالدین ذبیحی مشهوربه قاضی سعدالدین 21-ملاعلی صبار 22-ملافیض الله مرادی 23-ملاشریف مرادی شاعر24-ملا عبدالخالق یعقوبی25-ملاعلی قطبی 26-ملاباباقطبی27-ملااولی ابراهیمی 28ملاقطب الدین قطبی29-ملاقاسم قطبی 30-ملااحمداحمدی31-ملامحمدصادق32-ملاعباس33-میرزابرای ادیب (درودخدابرهمه ی آنهاباد)
[ ۱۳٩٠/۳/۱٠ ] [ ٥:٢۳ ب.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
[ ۱۳٩٠/۳/۱٠ ] [ ۱:٤۱ ق.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
گردآورنده : داوود غلام ویسی(بخش سرگرمی وبلاگ)
لطفا ابتدا با دقت به سوالات پاسخ دهید و سپس جواب های درست را بخوانید. سوال اول : چگونه می توان یک زرافه را داخل یک یخچال قرار داد؟ سوال دوم : چگونه می توان یک فیل را داخل یک یخچال قرار داد؟ سوال سوم : شیر، سلطان جنگل، تمام حیوانات را به یک گردهمایی فرا می خواند. تمام حیوانات به جز یکی از این حیوانات در این گردهمایی شرکت می کنند. حیوانی که غایب بوده کدام است؟ . سوال چهارم : شما باید از یک رودخانه عبور کنید. این رودخانه محل زندگی تمساح ها است ، چگونه از آن عبور می کنید؟ ابتدا جواب دهید و سپس پاسخ ها را بخوانید و اما پاسخ ها پاسخهای درست این است سوال اول : در یخچال را باز کنید، زرافه را در آن قرار دهید و سپس در یخچال را ببندید. نتیجه : این سوال به ما یاد می دهد که نباید برای کارهای ساده دنبال راه حل های پیچیده بگردیم. سوال دوم : در یخچال را باز کنید، فیل را در آن قرار دهید و سپس در یخچال را ببندید . نه، این پاسخ اشتباه است، پاسخ درست این است، در یخچال را باز کنید. زرافه را بیرون بیاورید، بعد فیل را در یخچال بگذارید و سپس در یخچال را ببندید. نتیجه : این سوال به ما یاد می دهد که برای حل مسئله، به فعالیت های قبلی نیز فکر کنیم. سوال سوم : پاسخ درست این است : فیل. چون فیل داخل یخچال بوده و نمی توانسته در گردهمایی شرکت کند. نتیجه : این سوال به ما یاد می دهد که در حل مسئله نباید فرضیات قبلی را فراموش کنیم. بسیار خوب! اگر به 3 سوال اول پاسخ درست نداده اید هنوز یک شانس دیگر دارید. سوال چهارم : پاسخ درست این است با شنا از رودخانه عبور کنید. تمام تمساح ها در گردهمایی حیوانات هستند و خطری شما را تهدید نمی کند این سوال به ما یاد می دهد که از اشتباهات گذشته پند بگیریم.نتیجه : گرد آورنده :داوود غلام ویسی
[ ۱۳٩٠/۳/٩ ] [ ٢:٥۳ ب.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
پنج حکایت جالب ، کوتاه اما خواندنی گردآورنده : داوود غلام ویسی حکایت اول: شهسواری به دوستش گفت: بیا به کوهی که خدا آنجا زندگی می کند برویم.میخواهم ثابت کنم که اوفقط بلد است به ما دستور بدهد، وهیچ کاری برای خلاص کردن ما از زیر بار مشقات نمی کند. دیگری گفت: موافقم .اما من برای ثابت کردن ایمانم می آیم . وقتی به قله رسید ند ،شب شده بود. در تاریکی صدایی شنیدند:سنگهای اطرافتان را بار اسبانتان کنید وآنها را پایین ببرید شهسوار اولی گفت:می بینی؟بعداز چنین صعودی ،از ما می خواهد که بار سنگین تری را حمل کنیم.محال است که اطاعت کنم ! دیگری به دستور عمل کرد. وقتی به دامنه کوه رسید،هنگام طلوع بود و انوار خورشید، سنگهایی را که شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن کرد. آنها خالص ترین الماس ها بودند... مرشد می گوید: تصمیمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند .
: حکایت دوم رام کنندگان حیوانات سیرک برای مطیع کردن فیلها از ترفند ساده ای استفاده می کنند.زمانی که حیوان هنوز بچه است، یکی از پاهای او را به تنه درختی می بندند. حیوان جوان هر چه تلاش می کند نمی تواند خود را از بند خلاص کند اندک اندک ای عقیده که تنه درخت خیلی قوی تر از اوست در فکرش شکل می گیرد.وقتی حیوان بالغ و نیرومند شد ،کافی است شخصی نخی را به دور پای فیل ببندد و سر دیگرش را به شاخه ای گره بزند. فیل برای رها کردن خود تلاشی نخواهد کرد .پای ما نیز ، همچون فیلها،اغلب با رشته های ضعیف و شکننده ای بسته شده است ، اما از آنجا که از بچگی قدرت تنه درخت را باور کرده ایم، به خود جرات تلاش کردن نمی دهیم، غافل از اینکه : برای به دست آوردن آزادی ، یک عمل جسورانه کافیست .
: حکایت سوم مردی زیر باران از دهکده کوچکی می گذشت . خانه ای دید که داشت می سوخت و مردی را دید که وسط شعله ها در اتاق نشیمن نشسته بود .مسافر فریاد زد : هی،خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : میدانم . مسافر گفت:پس چرا بیرون نمی آیی؟ مرد گفت:آخر بیرون باران می آید . مادرم همیشه می گفت اگر زیر باران بروی ، سینه پهلو میکنی زائوچی در مورد این داستان می گوید : خردمند کسی است که وقتی مجبور شود بتواند موقعیتش را ترک کند .
: حکایت چهارم مردی در نمایشگاهی گلدان می فروخت . زنی نزدیک شد و اجناس او را بررسی کرد . بعضی ها بدون تزیین بودند، اما بعضی ها هم طرحهای ظریفی داشتند .زن قیمت گلدانها را پرسید و شگفت زده دریافت که قیمت همه آنها یکی است .او پرسید:چرا گلدانهای نقش دار و گلدانهای ساده یک قیمت هستند ؟چرا برای گلدانی که وقت و زحمت بیشتری برده است همان پول گلدان ساده را می گیری؟ فروشنده گفت: من هنرمندم . قیمت گلدانی را که ساخته ام می گیرم. زیبایی رایگان است .
: حکایت پنجم در روم باستان، عده ای غیبگو با عنوان سیبیل ها جمع شدند و آینده امپراتوری روم را در نه کتاب نوشتند.سپس کتابها را به تیبریوی عرضه کردند . امپراطور رومی پرسید : بهایشان چقدر است؟ سیبیل ها گفتند: یکصد سکه طلا تیبریوس آنها را با خشم از خود راند سیبیل ها سه جلد از کتابها را سوزاندند و بازگشتند و گفتند: قیمت همان صد سکه است ! تیبریوس خندید و گفت:چرا باید برای چیزی که شش تا و نه تایش یک قیمت دارد بهایی بپردازم؟ سیبیل ها سه جلد دیگر را نیز سوزاندند و با سه کتاب باقی مانده برگشتند و گفتند:قیمت هنوز همان صد سکه است . تیبریوس با کنجکاوی تسلیم شد و تصمیم گرفت که صد سکه را بپردازد . اما اکنون او می توانست فقط قسمتی از آینده امپراطوریش را بخواند . مرشد می گوید: قسمت مهمی از درس زندگی این است که با موقعیتها چانه نزنیم
گرد آورنده : داوود غلام ویسی [ ۱۳٩٠/۳/٩ ] [ ۱:٥٤ ب.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
[ ۱۳٩٠/۳/٧ ] [ ٢:۳٩ ق.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
ملا شریف مرادی بیسارانی ملاشریف فرزندویس مراددرسال 1287هجری درخانواده ای پاک ودین پروربه دنیاآمد.ازهمان اوایل قرآن ومقدومات علوم دینی رانزدمرحوم شیخ عبدالسلام ذبیحی فراگرفت وبعدازان راهی بیاره شدونزدعلمای آن زمان به کسب معارف گوناگون پرداخت.سرانجام به زادگاخودبازگشت وبه تدریس وتبلیخ پرداخت فردی واراسته واهل تقوابود.ناگفته نماند ملاشریف بطورمادرزادی ازناحیه ی هردوپافلج بودبه طوریکه پاهایش به پشت چسبیده بوده وروی دوزانوراه می رفت ولی بااین وجودفردی کوشاباایمان وشاکربودوهمین ایمان پاک اوباعث شدتاخداونداورایگانه روزگارخود دربیساران گرداندبه طوری که آنچنان خوش بیان وخوش ذوق بوداورابه مجالس دعوت می کردندوبرای آنهاشعرمی سرود.خطی زیباداشت وصدای رساودلنشین واوبلبل خوش اوازمراسم مولودی ودیگرمراسم دینی بود.ازاواشعاربسیاری درزمینه های عرفانی"اخلاقی"اجتماعی"ادبی ودینی به جامانده است به طوری که دیوان اوبالغ برشش هزاربیت می شوداما متاسفانه به علت سهل انگاری اعقاب واولادوی هنوزبه چاپ نرسیده است.
نمونه ای ازاشعاراو: دله وه به ردبی دله وه به ردبی دله ی به دبه خته به سیابه ردبی تاکه ی ته ما ته هه روانامه ردبی تاکه ی خه جاله ت هه رواره ن زه ردبی فکرپی بده دله ی بی وجود هیچ که س له م دونیا نه گه یی مه قصود ئه م عومره چاکه بوئه ده ی وه باد هیچ که س له م دونیا نه گه ی وه موراد
[ ۱۳٩٠/۳/٧ ] [ ٢:۱۳ ق.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
زبان مردم این روستا اورامی ( لهجه ی ژاورودی ) یکی از شاخه های زبان کردی میباشد به طوری که از منابع تاریخی بر می آید به نظر می رسد یکی از باستانی ترین لهجه های زبان کردی می باشد و در این زمینه تحقیقات ارزشمندی از جانب ادب دوستان و دوستداران فرهنگ و زبان اصیل کردی انجام گرفته است که به علت اختصار این تحقیق از ذکر آنها خودداری می شود . بیساران به اعتراف و اقرار بسیاری از بزرگان و صاحبنظران نامی کرد یکی از مراکز مهم تاریخی و فرهنگی " و عالم پرور بوده است . مردم روستای بیساران همچون دیگر مناطق کرد نشین پایبند به رسوم" یاسا و فرهنگ کردی هستند و همچنان پوشش لباس زیبای کردی را حفظ کرده و زنان روستا خصوصا پیرمردان و پیر زنان علاقه خاصی به حفظ مواریث فرهنگی دارند . آنها زندگی را تحت لوای دین مقدس اسلام و حفظ سنت های موافق و مطابق با ایین آسمانی می گذرانند و هر چه را که دین قبول نکرده " رها ساخته اند و آنچه را که ضدیتی با اسلام نداشته حفظ نموده اند . یکی از اعیاد باستانی عید نوروز است که در این روستا به شیوه ی خاصی برگزار می شود مراسم ولادت نوزاد – ازدواج و عروسی – تعزیه و فاتحه خوانی و دفن اموات هر کدام به شیوه خاص خود برگزار میشود که بحث در مورد انها نیاز به تحقیقی جداگانه دارد . مردم احترام خاصی برای مادر و کانون خانواده و زن قائلند به طوری که زندگی را در گرو زن و خانه را تنها با وجود زن خانه به حساب می اورند و همواره می گویند (ژنی و یانه ) (ژنی و ژیان ) یعنی زن و زندگی " با این تعابیر به بیان تقش و جایگاه زن در کانون خانواده می پردازند . [ ۱۳٩٠/۳/٦ ] [ ۳:٢٥ ب.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
اماکن متبرکه و مذهبی 1 – آرامگاه سید علی مشهور به بابا شیخ بیساران : این عارف والا مقام و مشهور در حوالی قرن هشتم هجری می زیسته است آرامگاه او زیارتگاه صاحب دلان و دوست داران اولیای خدا میباشد که از گوشه و کنار به آنجا می آیند و در کنار مزاراین بزرگوار به راز و نیاز با معبود خویش می پردازند بابا شیخ بیساران در دیوان اشعار شعرای کرد و اورامی مورد مدح و تمجید قرار گرفته است به عنوان مثال بزرگانی همچون ملا مصطفی بیسارانی – مولوی کرد و صه یدی اورامی اشعاری در مورد وی سروده اند . عده ای بر این باورند که او برادر شیخ نعمت الله ولی که آرامگاه او در ماهان کرمان است میباشد بر طبق این گفته وی از سادات حسنی می باشد ولی مرحوم صادق الملک در حدیقه ی ناصری نسب اورا به سیدالشهدا منتهی ساخته است . به این ترتیب سید علی پسر " عیسی پسر عبدالعزیز پسر سید اسحاق پسر سید منصور پسر سید یوسف پسر سید علی پسر سید اسماعیل پسر امام موسی کاظم پسر امام صادق پسر امام باقر پسر امام زین العابدین پسر امام حسین پسر امام علی (درود خدا بر همه ی انها باد ) می باشد .( مردوخ ایت الله – تاریخ کرد و کردستان: 1379 : 304 )
2 – حاجی ئالی ( حاج علی ) : مرقد یکی از پاکان و بزرگان می باشد و در فاصله 3 کیلو متری ضلع شرقی روستا واقع است و در کنار مرقد وی چشمه ی آب جوشانی جاری است از سرگذشت وی اطلاعات درست و مستندی در د سترس نیست .
3- مسجد جامع بیساران: این مسجد به نام مسجد بابا شیخ مشهور است اولین بار توسط سید بابا شیخ بنیان نهاده شده است و قدمت آن به قرن هشتم هجری بر می گردد و در طول روزگار چندین بار مرمت و باز سازی شده است و آخرین بار در سال 1348 بازسازی شده است این مسجد در کنار مرقد باباشیخ ساخته شده است و ارامگاه بابا شیخ در قسمت غربی آن می باشد . در کنار ضریح بابا شیخ عصایی قدیمی وجود دارد که بر این باورند این عصای دست بابای سید بابا شیخ بود ه است . در مورد زندگانی سید بابا شیخ حکایت های بر سر زبان مردم این روستا است که آنرا سینه به سینه از قدیمیان نقل کرده اند و جای تعجب است که این حکایات مورد اتفاق تمامی اهل روستا می باشد یکی داستان درس خواندن وی پیش ملا الیاس در ( که لا تی ) و دیگری داستان شخم زدن زمین با یک گاو در مزرعه ای دور دست از روستا گاوی وحشی به کنار گاو او آمده و تا غروب در در کنار گاو سید بابا شیخ شخم زده است . این دو حکایت از طرف تمامی علمای منطقه و قدمای این روستا مورد تایید قرار گرفته اند و آنرا دلیل بر کرامت و بزرگی شخصیت وی می دانند . مراسم باشکوه نماز جمعه هم اکنون هر هفته در این مسجد برگزار می شود و شکوه وعظمت خاص خود را دارد و پیر و جوان در آن شرکت می کنند . [ ۱۳٩٠/۳/٦ ] [ ۳:۱٧ ب.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
آثار باستانی قلعه ی داسیران : این قلعه در فاصله ی حدود 4 کیلومتری ضلع غربی روستا و ارتفاع تقریبا هزار متری بلند تر از رودخانه جاری واقع است که بنا بر روایات مشهور محل زیست یک قوم قدیمی به نام (داسنی ها ) بوده است . این قلعه بر اساس نظریه کارشناسان میراث فرهنگی استان کردستان بعنوان یکی از آثار باستانی شناخته شده است و در سال 1353 در لیست مجموعه آثار باستانی ثبت وتحت مراقبت و نظارت پنهانی مسئولین ذیربط قرار دارد . به طوری که در تصویر مشاهده میشود این قلعه در زیر خروارها خاک مدفون است و آن را چنان پوشانده اند که بر روی آن پوشش گیاهی و درختچه های وحشی و نیمه وحشی روییده اند و شکل مخروطی ان از دور نمایان است و منظره خاصی را در ان محل به وجود آورده است . آنچه به نظر میرسد این است که این قلعه سابقه ی بسیار دیرین و کهنی دارد ولی تاکنون هیچگونه عملیات حفاری واکتشافی بر روی آن صورت نگرفته است هر چند گاه گاهی و پراکنده توسط افرادی کنده کاری هایی در ان صورت گرفته ولی نتوانسته اند به درون آن راه یابند و چیزی به دست بیاورند چرا که دیواره ان چنان محکم است که از قدرت وسایل عادی همچون پتک و کلنگ و دیلم خارج است و در ساختن ان مواد محکم وغیر قابل شکستنی همچون ساروج به کار رفته است . در مورد این قلعه اسطوره ها وافسانه های زیادی بر سر زبان پیرمردان و قدمای این روستا جاری است و حکایات بیشماری از آن دارند . در دهانه بالای این قلعه سوراخی وجود داشته به طوری که نقل می کنند در قدیم حیوانی را با طناب به داخل آن آویزان می کرده اند و آن را پایین می فرستا دند که هیچ اثری از آن نمی ماند ولی اکنون این سوراخ با بتون گرفته شده است . بدون شک در صورت انجام عملیات حفاری و اکتشافات این قلعه یکی از جاذبه های دیدنی و توریستی استان کردستان و روستای بیساران خواهد بود. این قلعه به طوریکه قبلا ذکر شد توسط ماموران مخفی و همچنین کشاورزان نزدیک آن موردمحافظت و مراقبت قرار می گیرد. به طوریکه پاسگاه قضایی محل چندین بار اقدام به دستگیری افراد حفار در آنجا نموده است . و آنها را تحت مجازات سخت قرار داده است. در مقابل قلعه ی داسیران یعنی کوه مقابل آن و آنطرف رودخانه بزرگ نیز تپه باستانی دیگری به نام کو ته ک وجارگاه وجود دارد به نظر می رسد که در روزگاران قدیم در آنجا نیز قومی ساکن بوده اند . و با ساکنان داسیران درگیری هایی داشته اند به طوری که از ریش سفیدان محل چنان منقول است که پیش از ما کشاورزان موقع شخم زدن زمین تیرهایی به شکل پیکان یافته اند چنان به نظر میرسد که این دو قوم یعنی داسیرانی ها و کوته کی ها با هم مخامصه و دشمنی داشته و به سوی همدیگر تیرهایی شلیک کرده اند بعضی ها میگویند که داسنی ها ی قدیم پس از یک نبرد سخت با یک قوم مهاجم مجبور به مهاجرت به عراق شده اند و هر چه را که توانسته اند با خود بردهاند و بقیه را در زیر این قلعه دفن کرده اند و یکی از ریش سفیدان قدیمی نقل می کرد که در عراق به افرادی برخورد کرده ام که گفته از نسل همان قوم (داسنی ها) هستیم و تمام نام و نشان های آنجا (یعنی قلعه داسیران ) را ذکر کرده اند . این بیان چه اندازه صحت داشته باشد نیازمند به تحقیقات عمیق و گستر ده ای دارد فعلا از توان اینجانب خارج است و درآینده ان شا الله در این زمینه تحقیق خواهم نمود.
[ ۱۳٩٠/۳/٦ ] [ ۳:٠٥ ب.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
سابقه تاریخی روستای بیساران : قدمت تاریخی روستای بیساران به دوران پیش از اسلام بر می گردد . برطبق تحقیقات و بررسی های به عمل آمده و همچنین نقل قول های ریش سفیدان روستا از قدمای محل و نیز آثارو بقایای به جا مانده از دوران قدیم می توان یقین کرد که روزگارانی دور و دراز مردمانی در این دیار ساکن بوده اند . د رحوالی و اطراف روستا ی کنونی چندین مکان مسکونی که هر کدام مستقل از دیگری بوده اند وجود داشته است . حفاری ها و کنده کاری ها یی که کشاورزان گاه و بی گاه در زمین های کشاورزی خود انجام داده اند ومشاهداتی که از این اماکن داشته اند و حتی گاها اشیائ قدیمی و تکه پاره هایی از ظروف سوفالی - خومه های گلی راپیدا کرده اند صحت مدعای فوق را تایید می کنند . اماکنی همچون ( ده راوار-سه رقه لا – لی ره زان- ده گابه -و ده رو ده گه ی ) زمانی محل سکونت اقوام قدیمی بوده است که متاسفانه از سرنوشت این اقوام تاریخ اطلاعات چندانی به ما نمی دهد و آنچه نزد ماست بر اساس نقل قول های رسیده از پیرمرد ان قدیمی می باشد . تا حوالی حدودا قرن هشتم هجری در مکان فعلی روستای بیساران کنونی کسی ساکن نبوده و بیسارانی درکار نبوده است بلکه به فاصله حدود یک کیلومترو یا کمتر مردم در محلی به نام (ده گا ) ساکن بوده اند و د رمیان آنها چشمه آبی به نام (مزگته) وجود داشته است بنا بر روایات مشهور (مزگته ) همان بقایای مسجد قدیمی مشهور به مسجد عبدالله عمر می باشد که امروزه هم به همان نام یعنی مزگته مشهور است و فقط از بقایای آن همان چشمه باقی مانده است . در حدود همان سال " یعنی قرن هشتم هجری شخصی به نام سید علی مشهور به بابا شیخ از محل نامعلومی به اینجا آمده است و در قسمت شرقی مزگته به فاصله حدود یک کیلومتری ساکن شده و در کنار چشمه آبی که وجود داشته و اکنون هم موجود میباشد کلبه ای برای خود ساخته است اهل (ده گا ) از او خواسته اند که تنها نماند و نزد آنها به پایینتر بیاید اما او نپذیرفته است ود رهمانجا اسکان گزیده است . ناگفته نماند این مکان سابقا در معرض سیل و بهمن بوده و به همین خاطر مردم از بابا شیخ خواسته اند که تنها نماند و نزدشان بیاید. از قضا روزی سیل خروشانی آنجا را فرا می گیرد و اهالی محل گمان میبرند که بابا شیخ را سیل برده است و به جستجوی او میردازند اما او را در کلبه خود مشغول تلاوت قرآن می یابند . و آن محل را که هیچ آسیبی ندیده سالم وبدون اینکه خطری ان را تهدید کرده باشد می یابند . به همین علت کرامت و شرافت این شخص برای آنان کشف می شود به طوری که تصمیم می گیرند که به دور و بر او بیایند ودر کنار او مسکن گزینند . بالاخره مردم (ده گا) می گویند پیش اوبرویم بهتراست وبا گفتن این جمله ی اورامی (ده گا بلمی به رقه یش نیه ن بی ساران ) از محل سکونت خود کوچ می کنند و برای اولین بار نام بی ساران بر آن محل نامیده میشود به آن محل می گویند بی ساران یعنی بی صه حران یعنی اینکه دشت و صحرایی ندارد و سارا در زبان اورامی یعنی دشت و صحرا . در واقع این محل هم همین طور است و هیچ دشت و زمین همواری ندارد فقط سراشیبی تندی آنرا فرا گرفته است که در تصویر به وضوح به چشم می خورد . بدین ترتیب مردم جای قبلی متروکه خود که( ده گا) بود وچون از آنجا مهاجرت کردند " ده گا به ر " نامیدند . البته تعابیر و تفاسیر دیگری برای وجه تسمیه بیساران به کار برده اند. که این توجیه و تعبیر که اشاره شد بیشتر از همه مستند می باشد و بافت فعلی بیساران گویا و شاهد همین مدعاست .
[ ۱۳٩٠/۳/٦ ] [ ۳:٠٠ ب.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
پیشرفت مناسب بهسازی راه روستایی آویهنگ به بیساران در استان کردستان مدیر کل راه و ترابری کردستان گفت: یکی از پروژههای مهم مصوب سفر مقام معظم رهبری به استان کردستان، پروژه بهسازی و آسفالت راه روستایی آویهنگ – بیساران است که عملیات اجرایی آن از پیشرفت مناسبی برخودار است. به گزارش روابط عمومی اداره کل راه و ترابری استان کردستان، عطاءا... قادری همزمان با دومین سالگرد سفر رهبری به کردستان عنوان کرد: منبع: روابط عمومی اداره کل راه و ترابری استان کردستان [ ۱۳٩٠/۳/۳ ] [ ٤:۳۸ ب.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
ماموستا بیسارانی و شعر او
کودکی او در روستای بیساران که از توابع ژاوه رود است سپری شده است. روستایی با طبیعتی زیبا و کوه های سرسبز و خرم که پیرامون آنرا درخت های بلوط گرفته است و بخشی از جوانی او هم در آن بهشت یعنی بیساران گذشته است. درباره ی کودکی او که چگونه گذشته است چیزی نمی دانیم و آثار او هم دراین باب ساکت است و از تذکره ها هم چیزی به دست نمی آید. این درست است که اشعار او درمیان مردم رایج است و همه به آن عشق می ورزند اما دراین اشعار نشانه ای از دوران کودکی او وجود ندارد. وی به سال ۱۰۵۳ ه-ق در این روستای مینو نشان پا به عرصه ی وجود گذاشت و نامش ملا مصطفی ابن ملا قطب الدین بیسارانی است و تخلص خود را از نام روستای خود گرفت و در کودکی در خدمت پدرش به تحصیل مقدمات علوم پرداخت و در جوانی به قریه پایگلان رفت و در مجلس درس حاج ملا احمد پایگلانی حضور می یافت و در اندک مدت استعداد کم نظیر خود را در فرا گرفتن مسائل علمی ظلهر ساخت و پس از آن سفر های بسیار کرد از آن جمله مدتی در نودشه و دیر گاهی در سنندج ماندگار شد و در خدمت عالمان دین چندین سال فقه و تفسیر قرآن و حکمت خواند تا به اخذ افتائو اجتهاد نایل آمد و سپس به زادگاه خود بازگشت و مابقی عمر را به کار کشاورزی و دامداری و تدریس و وعظ و ارشاد مردم به سر برد تا به سال ۱۱۱۴ ه-ق جان به جان آفرین سپرد.
بیسارانی پدر شعر رومانتیک کوردی بیسارانی یک شاعر رمانتیک است و اشعار او بسیار شیوا و دلنشین و ساده و روان است و بیشتر آن در وصف معشوق و طبیعت و مسائل اجتماعی است و در آن تنوع وجود دارد و پیروی از احساس و خیال پردازی و سفرهای رویائی و قبول مشکلات در اشعار او موج می زند و چنانچه می دانیم شعر رومانتیک در قرن نوزدهم میلادی پدید آمده است و رمانتیک به زمانی اطلاق می شود که شاعران توانستند از زیر نفوذ ادبیات فرانسه به در آیند وادبیات این عصر متمایل به نمایش حقیقت خارجی مسائل گردید و آنان طرفدار زیبائی و سادگی بیان بودند که قواعد کلاسیک آنها را فراموش می کرد و خاصه ی اصلی آنان عبارت بود از رجحان احساس و تخیل بر استدلال و تعقل. در صورتی که بیسارانی قبل از بوجود آمدن این مکتب اشعار خود را سروده است چنانکه در صحفه ۸۶ دیوان خود بیان می کند.
بیسارانی و پند و اندرز های او سخنان بیسارانی سراسر درس زندگی - تلاش - ستایش خداوند - وصف طبیعت - عشق و پند و اندرز است و دیوان او همه ی این ها را اثبات می کند :
حهق ڕاگهی ڕاسهن فهنوازی نیــــــــهن حهق جه فهن بازان هیچ رازی نیـــــــهن حهق وه حیسابات پاره و پوڵ نیـــــــــهن لاش بهندهی دووڕهنگ هیچ قهبوڵ نیهن ڕاگهی حهقێقهت بگێـــــــــره نه دهسـت بشۆ نه مهیدان بێ پیاڵهی مــــــــهست نۆطق نهزانــــیت بهرهش به قـــهفـــهس ڕاز پــهنـــهانیت مــــهواچـــــه به کـــهس
بیسارانی و سروده های او در وصفخداشناسی در دیوان بیسارانی شعر های فراوانی در باب خدا شناسی به چشم می خورد. خداشناسی بیسارانی خدا شناسی واقعی است و به عقیده ی وی کسی که در این دنیا خدای یگانه و بی همتا را می خواهد باید بسیاری از کارهای بیهوده را کنار بگذارد و بسیاری از خستگی ها و سختی ها را تحمل کند تا به هدفش برسد:
شیرین شهرم نیهن شیرین شهرم نیهن شیرین پهی خاسان شهرت ههن شهرم نیهن پهی چێش مهواچان حجاب خاس نیهن جه ئافتاو خاستهر کهسێ کێ دیهن ئهگهر پهی خاسان حجاب خاس مهبی ئافتاب و مههتاب کهسێ نمهدی کهسێ وێنهی تۆ شهم بۆ جهمینش لازم پهروانان میان وه دینش ئێمهیچ پهروانهی شهم شناسانیم پهڕو باڵ سفتهی دین خاسانیم میللهت پاک دین پێغهمبهرانیم نهک جه طایفهی کهم نهزهرانیم بنمانه جهمین نوور پاکتهن ئهر تۆ پاکهنی جه کێ باکتهن
تاثیر ماموستا بیسارانی بر روی مولوی کوردو دیگر شاعران کوردستان مولوی یکی از شاعران رومانتیک ادب کوردی می باشد که بیشترین ارتباط را با موج شعر دوران خود داشته است و با بسیاری از شاعران زمان خود مانند: بلبل-ملا عبدالله داخی-شیخ عزیز و شیخ عبدالرحمان جانوره ای-شیخ یوسف نوسمه ای-محروم وبسیاری دیگر ارتباط داشته است. همچنین در دیوانش آشکار می شود که از بسیاری از شاعران قبل از خود هم آگاه بوده است. مانند: مولانا خالد نقشبندی-ولی دیوانه و بیسارانی. آنچه که در اینجا جای بحث و گفت و گو دارد بیسارانی است چرا که بیشترین تاثیر را بر روی مولوی داشته است و این گواه بر بزرگی و والا مقامی بیسارانی می باشد و مطمئنا مولوی زیاده روی نکرده است که به بیسارانی لقب سه ودائی کامڵ را داده است. کامڵ در زبان عرفان به معنای رهبر و راهنمائی است که مرتبه و مقام خدا پرستی او بسیار بلند باشد که هر کس دست به دامان او شود همه بزم و رزم دنیا را کنار می گذارد و به حق نزدیک می شود. مولوی همراه این مرتبه ای که برای بیسارانی گذاشته است و او را در این مقام می بیند بیتی از شعر بیسارانی را با قصیده ی خود قفل کرده است:
های ره حمه ت ئه و قه بر سه ودایی کامڵ سه ر مه شق مه ینه ت بێساران مه نزڵ "یانه ویرانی هه ر وه من ئامان" "مه تاوو گیرته ی که سیوتهر دامان"
مولوی در بسیاری دیگر از شعرهای خود از شعرهای بیسارانی بهره برده است مانند شعر زیر:
موطریب بۆ وه داد دلگیریمه وه پیری ها ئاما وه پیریمه وه نه وات وێرانه ی دڵ که رۆ ئاوا چه نی به سته ی فه رد بێساران ماوا
در اینجا نیز مولوی آواز شعر های بیسارانی را با صدای آن موطریب همتا میکند و این سه بیت را میاورد:
ئینه گرد جه وه خت نادانیم بیه ن فه صڵی سه ر مه ستی و جه وانیم بیه ن ئیسه ها جه گشت په شیمانیم به رد واده ی پیریمه ن جوانیم ویه رد کۆچ دوایمه ن یاوانم نۆبه نۆبه ی تۆبه مه ن که ره م دار تۆبه
مولوی در شعر زیر که در پاسخ یکی از نامه های شیخ عزیز جانوره ای نوشته است باری دیگر پنجه ارادت را بر سر بیسارانی گذاشته است:
بێسارانیه ن نه تۆی فه ردمه ن "خه م چه نی خه مان زوو مبۆ ساکن"
همچنین در شعری دیگر که در پاسخ نامه ی شیخ سراج الدین نوشته است دو بیت دیگر از شعر های بیسارانی را به کار برده است که همان دو بیت را شیخ همراه با نامه برای مولوی فرستاده است: " یا کا غه ز بریان یا مه ڵا مه رده ن" "یا خۆ عارتهن دۆس وه یاد که رده ن" "غه مگین مه نیشه غه م بده ر وه باد" "فه له ک نمازۆ که س وه خاتر شاد"
این ها نمونه هائی بودن که والا بودن ارزش و اعتبار بیسارانی نزد مولوی را آشکار میکند و این نشانه ی توانایی بیسارانی در قلمرو شعر می باشد. اما تاثیر بیسارانی فقط بر روی روح و روان و شعر های مولوی نبوده است بلکه بر روی بسیاری از شاعران دیگر مانند: پیره مێرد و مستوره ی اردلان نیز تاثیر گذار بوده است اما ما مولوی را برای نمونه بیان کردیم چون از آنها نامدار تر می
ساده زیستی بیسارانی و رابطه او باطبیعت بیسارانی چنانچه گویند مزرعه ای داشت و چند گوسفندی که با آنها امرار معاش می کرد و در گوشه ی آرام خانه ی خود آسایش خاطر را داشت و از زندگی ساده ی خود لذت می برد و اوقات فراغت را هم به سرودن شعر می پرداخت . با وجود فتنه هایی که در آن زمان روی می داد ناچار غالبا در منطقه خود اورامان می ماند و چون در جوانی از علم مدرسه ها بهره برده بود به ادعای خود هم از منقول بهره داشت و هم از معقول بی نصیب نبود. هنگامی که پدرش فوت کرد وی سی و پنج ساله بود و در شعر و هنر در دیار خود بیساران آوازه بلند داشت و مردم اشعارش را حفظ می کردند و از آن لذت می بردند. شاعر با شور و هیجان زیبایی های بهار را در اشعارش توصیف می کند و روح حساس او در برخورد با این زیایی ها به هیجان می آید و آوای پرندگان گوناگون او را به یاد نغمه های خنیا گران می اندازد و بانگ کبک و آوای فاخته مانند صدای نی چوپانان کورد در گوش او طنین می افکند و صدای اردک و مرغابی او را به یاد طنبور می اندازد و رنگ سبزه ها و بدایع رنگین کمان در شعر او جلوه گر می شود اما زیبائی گل ها بیشتر از همه ذوق او را تحریک می کند چنانچه در صحفه ۴۱ دیوان خود بیان می کند. بیسارانی و اشعار او در رابطه با مسائلاجتماعی بیسارانی در اشعارش به مسائل اجتماعی نیز اشاره می کند از جمله در یکی از غزلیاتش مسائل غریبی و آوارگی را پیش می کشد و می گوید: قلب غریبان مانند برگ گل نازک است و باید آن را حفظ کرد وغریبان را نباید آزرد و آنها را باید نوازش کرد تا خداوند از چنین کسانی راضی باشد چنانکه در صحفه ۸۱ دیوان خود بیان می کند.
دیوان بیسارانی دیوان بیسارانی شامل غزلیات و قصاید و قطعات عرفانی است و او در برخی از اشعارش عشق و الوهیت را در قالب می و باده نشان می دهد و طبیعت را نیز ماهرانه توصیف کرده است و شعر او به حدی ساده و روان است که همه آنرا می فهمند و نیازی به شرح و تفسیر ندارد و این از خصایص شعر رمانتیک است. بدین گونه بیسارانی شاعر طبیعت و شاعر عشق و زندگی هم هست و اشعار او نغمه ای است نا تمام که خواننده در مطالعه آن خود را با کودکی می بیند که از سر عشق این نغمه را می خواند و چنانچه شنیده ام رساله ی دیگری به نام عقیده نامه دارد که در آن درباره عذاب قبر و قیامت صحبت کرده که متاسفانه تاکنون یافته نشده است.
ادامه مطلب [ ۱۳٩٠/۳/۳ ] [ ۱:٤۸ ق.ظ ] [ نوری شهابی و داوود غلام ویسی ]
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||